|
در انتهاي ذهن مُشَوّش خود
میخام داد بزنم...
من میخوام داد بزنم... همه بدونین و بشنوین... همه بعد این بگین... که منو عشق مرضیه دیونه کرد...! + نوشته شده در 2008/4/7 0:42 AM توسط MARZIE.BEHNAM
يک شمع مي تواند هزاران شمع را روشن کند، بدون آن که چيزي از
دست بدهد، مانند شادي که هيچگاه با تقسيم کردن کم نمي شود.
کشتي در حال غرق شدن بود. ناخدا فرمان خروج از کشتي را صادر کرد.مردها براي خروج هجوم اوردن.ناخدا مانع خروج انها شدو گفت خجالت بکشيد حق تقدم با زنان است زنان بسيار خوشحال شدند و ضمن تشکر از ناخدا به خاطر رعا يت حق تقدم يکي يکي از کشتي پياده شدن....پنج دقيقه بعد ناخدا گفت : اقايان بفرماييد پياده شويدکوسه ها به اندازه کافي سير شدن.
يه روز عشق و فضولي و حسادت و ديونگي با هم قايم موشک بازي مي کردن بعد فضولي حسادت رو پيدا مي کنه حسادت از روي حسوديش به ديونگي ميگه عشق پشت گل سرخ قايم شده ديونگي خاري رو بر مي داره و به طرف عشق پرتاب ميکنه و عشق براي هميشه کور ميشه ديونگي قول ميده تا اخر عمرش پيش عشق بمونه و تنهاش نذاره و قول ميده جاي چشم هاي عشق باشه براي همينه هرکي عاشق ميشه ديونست.
مرا اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟! نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟ مرا اینگونه باور کن .
زندگي را نفسي ارزش غم خوردن نيست و دلم بس تنگ است . بي خيالي سپر هر درد است . باز هم مي خندم ، آن قدر مي خندم که غم از روي رود .
شبي غمگين شبي باراني و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در حسرت ديدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد به من مي گفت تنها و غريب است ببين با غربتش با من چه ها کرد تمام هستيم بود و ندانست که در قلبم چه آشوبي به پا کرد و او هرگز شکستم را نفهميد اگر چه تا ته دنيا صدا کرد.
"زندگي به ما آموخته که عشق در نگاه خيره به يکديگر نيست، بلکه در يک سو نگريستن است." – آنتونيو دو سنت اگزوپري
"در عشق حقيقي، کوتاهترين فاصله بسيار طولاني است و از طولاني ترين فاصله ها مي توان پل زد." –هانس نوون
"عشق يعني وقتي دور هستيد دلتنگ شويد اما از درون احساس گرما کنيد چون در قلبتان به هم نزديکيد." –کي نودسن
"بهترين و زيباترين چيزها در دنيا قابل ديدن و لمس کردن نيستند—بايد آنها را با قلبتان احساس کنيد." –هلن کلر
"اين عشق نيست که دنيا را مي چرخاند، عشق چيزي است که چرخش آنرا ارزشمند مي کند." – فرانکلين پي جونز
اگر معناي عشق را مي فهمم، همه به خاطر توست.بهنام + نوشته شده در 2008/2/29 11:22 AM توسط MARZIE.BEHNAM
+ نوشته شده در 2008/2/6 3:48 AM توسط MARZIE.BEHNAM
نازنين رفت و دوباره باز من تنها شدم
+ نوشته شده در 2008/2/6 3:19 AM توسط MARZIE.BEHNAM
روزهاي تولد رو هميشه فراموش مي کنم !
هم اشتباه مي کنم !
کردم ! ... ميکشم ... من خيلي تهي تر از اون هست که بخوام اين خداي زميني رو به تصوير بکشم يا به قلم بيارم ... حاصل از عشق روش دارم ، کلمه مادر هست ، از گفتن يا شنيدنش انرژي مثبت و اعتماد به نفس مي گيرم ...
+ نوشته شده در 2008/2/6 3:12 AM توسط MARZIE.BEHNAM
شب عاشورا بود ، عاشورای سال 49
و صدايش از هر کوچه و خانه امشب بلند است. ديدم، ايمان وتعصب من به عظمت حسين و کار حسين بيش از آن است که بتوانم آن همه تحقير ها را بشنوم و تحمل کنم. منصرف شدم. و درد، چه می توانستم کرد؟ از خودم توانستم منصرف شوم، از روضه توانستم منصرف شوم ،اما چگونه می توانمستم خود را از عاشورا منصرف کنم؟ نامه ام را که به دوستم نوشته بودم - دوستی که هرگاه روزگار عاجزم میکرد و رنج به ناليدنم وا می داشت، به پناه او می رفتم - برگرفتم ، گفتم در اين تنهايی درد و اين شب سوگ ، بنشينم و با خود سوگواری کنم، مگر نمی شود تنها عزاداری کرد؟ نشستم و روضه ای برای دل خويش نوشتم ، آنچه را در نامهء او برای خود نوشته بودم و تصور غربت و رنج خودم بود، تصحيح کردم تا تصوير غربت و رنج حسين گردد. سازد و هر مصيبتی را حقير!
، ودرد که هر وقت به مطلق می رسد، جذبه ای روشن ومستی بخش می شودوحالت آرام و روشن وخوب می دهد - واين دردهای حقير و بد است که متلاشی کننده است و گزنده و بد - مرا در يک نشئهء سکرآوری از خود به در کرده بود، آنچنان که گويی من نبودم.
به حسين:
گسترده شد و صف هفتاد و دو تنی که به فرماندهی حسين در کنار فرات ايستاده است، در طول تاريخ کشيده شد که ابتدايش، از آدم - آغاز پيدايش نوع انسان در جهان - آغاز می شود وانتهايش تا ... آخرالزمان، پايان تاريخ، ادامه دارد!
يزيد با او درگيری پيدا کرده باشد و اين حادثهء غم انگيز اتفاق افتاده باشد! او وارث پرچم سرخی است که از آدم ، همچنان دست به دستبر سر دست انسانيت می گردد و اکنون بدست او رسيده است و او نيز با اعلام اين شعار که هر ماهی محرم است وهر روزی عاشورا و هر سرزمينی کربلا اين پرچم را دست به دست به همهء راهبران مردم و همهء آزادگان عدالت خواه در تاريخ بشريت سپرده است که، آخرين لحظه ای که می رود تا بميرد و پرچم را از دست بگذارد، به همهء نسلها ، در همهء عصرهای فردا فرياد برمی آوردکه:
+ نوشته شده در 2008/2/6 3:9 AM توسط MARZIE.BEHNAM
دلم خوش است به گلهاي باغ قاليها
+ نوشته شده در 2008/2/6 3:6 AM توسط MARZIE.BEHNAM
روح بيتاب پر از نشئگي شاعر را نتوان در قفس تنگ دو خط شعر كشيد. خنجر سرد قلم آنچه كه تسخير كند؛ پر چندي به خون آغشته، حاصل كشمكش واژه و يك پرواز است ... + نوشته شده در 2008/2/6 3:5 AM توسط MARZIE.BEHNAM
+ نوشته شده در 2008/2/6 3:2 AM توسط MARZIE.BEHNAM
من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي ميكوبم و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم اي دوست خانه دوستي ما اينجاست تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست آرزويم اين است/نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد/نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز/و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي/ آنکه تو را مي خواهد و به لبخند تو از خويش رها مي گردد/ و تو را دوست بدارد هر آن اندازه که دلت مي خواهد وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بيگانه مي ريزد. همه زندگي فقط 3روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بيام ولي خودم مي خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتي هم که ديگه نباشي منم ميرم . حضرت علی (ع) : مومن کسی است که شادابی و نشاط را در چهره و حزن و اندوه را درقلبش دارد .
|
| ||||||